شهرستان ابرکوه محل تلاقی تاریخ، اسطوره و جغرافیای کهن

ناتیا موسوی، فعال حوزه گردشگری، در یادداشتی با اشاره به پیشینه تاریخی و اسطوره‌ای شهرستان ابرکوه، به بررسی روایت‌های شاهنامه، داستان اصحاب رس و باورهای مربوط به دوران پس از طوفان نوح پرداخت و نوشت: نشانه‌هایی همچون سرو کهنسال، چشمه روشاب و نام آبادی‌های منطقه، از جمله قرائنی هستند که در پژوهش‌های مربوط به قدمت سکونت و ارتباط احتمالی جغرافیای ابرکوه با روایت‌های کهن مورد توجه قرار گرفته‌اند.

ابرکوه از مناطق تاریخی استان یزد به شمار می‌رود و پیشینه فرهنگی و جغرافیایی آن با روایت‌ها و نشانه‌های متعددی از گذشته پیوند خورده است. این نشانه‌ها گاه در آثار تاریخی و طبیعی منطقه و گاه در نام آبادی‌ها و باورهای کهن مردمان آن بازتاب یافته‌اند. بررسی متون تاریخی و ادبی نیز از حضور نام‌ها و روایت‌هایی حکایت می‌کند که برخی پژوهشگران میان آنها و جغرافیای ابرکوه ارتباط‌هایی احتمالی یافته‌اند. از جمله این روایت‌ها می‌توان به روایت‌های شاهنامه، داستان اصحاب رس و باورهای مربوط به دوران پس از طوفان نوح اشاره کرد.

ابرکوه در روایت‌های شاهنامه بررسی شده است. در بررسی پیشینه اسطوره‌ای ابرکوه، برخی روایت‌های شاهنامه فردوسی نیز مورد توجه قرار گرفته‌اند. در این میان، برخی پژوهشگران نام‌هایی مانند میم، جرم، کلات، سپیدکوه و کاسرود را که در روایت‌های مربوط به این سرزمین و نواحی پیرامونی آن مطرح شده‌اند، با مکان‌هایی در محدوده جغرافیایی ابرکوه و اطراف آن قابل مقایسه دانسته‌اند.

همچنین فردوسی در داستان بهرام گور از مکانی با نام «برکوه» یاد می‌کند و برخی آن را با نام تاریخی ابرکوه مرتبط می‌دانند. این اشاره با توجه به جایگاه ابرکوه در مسیرهای ارتباطی و کاروانی گذشته، از منظر بررسی اهمیت جغرافیایی و تجاری منطقه نیز قابل توجه است.

از دیگر روایت‌های محلی مرتبط با شاهنامه، تپه‌های خاکستر در محدوده ابرکوه به شمار می‌روند که در باورهای مردمی گاه به گذر سیاوش از آتش و گاه به آتش افروخته‌شده به فرمان نمرود برای سوزاندن حضرت ابراهیم نسبت داده شده‌اند. این روایت‌ها اگرچه در شمار باورهای اسطوره‌ای و محلی قرار می‌گیرند، پیوند حافظه تاریخی و فرهنگی مردم منطقه با داستان‌های شناخته‌شده ادبی و دینی را نشان می‌دهند.

سرو کهنسال ابرکوه و پیشینه سکونت در منطقه مورد بررسی قرار گرفته است. سرو کهنسال ابرکوه یکی از مهم‌ترین نشانه‌های قدمت تاریخی و فرهنگی این منطقه به شمار می‌رود و درباره زمان کاشت و پیشینه آن روایت‌ها و اسطوره‌های مختلفی وجود دارد.

برخی پژوهشگران، از جمله مدرس‌زاده ابرقویی، کاشت این درخت را به یافث، فرزند نوح، نسبت داده‌اند و معتقدند منطقه ابرکوه پس از طوفان نوح، به دلیل برخورداری از آب شیرین، هوای معتدل و شرایط مناسب طبیعی، از نخستین سکونتگاه‌های این ناحیه بوده است. بر اساس این دیدگاه، نخستین محل استقرار گروه‌های انسانی در منطقه، آبادی میم بوده است و سرو کهنسال نیز در آبادی آبان قرار داشته که امروزه از محدوده آن با نام‌هایی مانند نوآبان و نوادان یاد می‌شود.

روایت اصحاب رس با ابرکوه مرتبط دانسته شده است. یکی از روایت‌های مهم مرتبط با این موضوع، داستان اصحاب رس است که در آیات ۳۷ تا ۳۹ سوره فرقان و آیات ۱۲ تا ۱۴ سوره قاف به آن اشاره شده است. همچنین در خطبه ۱۸۱ نهج‌البلاغه از این قوم در شمار ملت‌هایی یاد شده است که پیامبران الهی را تکذیب کردند. شرح مفصل‌تر این داستان در کتاب «عیون اخبار الرضا» اثر شیخ صدوق، به نقل از امام حسین(ع)، آمده است. بر اساس این روایت، اصحاب رس قومی بودند که درخت صنوبری را به نام «شاه‌درخت» می‌پرستیدند.

این درخت را یافث، فرزند نوح، در کنار چشمه‌ای به نام روشاب کاشته بود. قوم یادشده در کنار نهری به نام رس زندگی می‌کردند و دوازده آبادی داشتند که نام آنها با نام ماه‌های سال از جمله آبان، آذر، دی، بهمن، اسفندار، فروردین، اردیبهشت، خرداد، مرداد، تیر، مهر و شهریور ارتباط داشت. در این میان، اسفندار بزرگ‌ترین آبادی و مرکز حکومت آنان معرفی شده است.

در ادامه این روایت آمده است که مردم این آبادی‌ها درخت صنوبر را مقدس می‌شمردند و برای آن قربانی می‌کردند. آنان آب چشمه روشاب را نیز برای خود و چهارپایانشان حرام کرده بودند و پیامبری که برای هدایتشان فرستاده شده بود، پس از سال‌ها دعوت به یکتاپرستی، به دلیل مخالفت و سرکشی قوم، با آزار و سرانجام کشته شدن روبه‌رو شد. پس از این واقعه، بنا بر روایت، عذاب الهی بر آنان نازل شد و قوم اصحاب رس از میان رفتند.

فضائلی در پژوهش خود با عنوان «ابرقو در رابطه با داستان اصحاب رس» احتمال داده است که محل زندگی این قوم در محدوده ابرکوه امروزی قرار داشته باشد. او برای طرح این فرضیه به چند قرینه از جمله قدمت سکونت در منطقه، شباهت نام آبادی‌های اطراف ابرکوه با نام‌های ذکرشده در روایت، وجود چشمه روشاب و برخی سنت‌ها و آثار محلی استناد می‌کند. از جمله این شباهت‌ها، نام آبادی‌هایی مانند فراغه، اردی، خضرآباد، تیرک، مروئیه، شهرآباد، مهرآباد و اسفندآباد است که برخی پژوهشگران آنها را با نام ماه‌های خورشیدی مرتبط دانسته‌اند.

در این میان، اسفندار به دلیل جایگاه ویژه‌ای که در روایت به‌عنوان مرکز و بزرگ‌ترین آبادی اصحاب رس دارد، اهمیت بیشتری یافته است. همچنین چشمه روشاب در محدوده قریه فروردین، درختی که در باورهای محلی با نام سرو علی یا سرو عالی شناخته می‌شود از دیگر مواردی هستند که در پژوهش‌های مربوط به تطبیق جغرافیای ابرکوه با سرزمین اصحاب رس مورد توجه قرار گرفته‌اند.  

در مجموع، اشاره‌های ادبی به نام‌ها و مکان‌های مرتبط با ابرکوه، روایت‌های شاهنامه، سرو کهنسال، نام آبادی‌های تاریخی، چشمه روشاب و داستان اصحاب رس، مجموعه‌ای از قرائن طبیعی، جغرافیایی و اسطوره‌ای را در اختیار پژوهشگران قرار داده‌اند تا درباره قدمت سکونت و پیشینه فرهنگی این منطقه مطالعه کنند. با این حال، تطبیق مکان‌های شاهنامه‌ای با جغرافیای ابرکوه، انتساب این منطقه به سرزمین اصحاب رس و نسبت دادن سرو کهنسال به دوران یافث، در شمار فرضیه‌ها و روایت‌های تاریخی و مذهبی قرار دارد و برای اثبات آنها به شواهد مستقل تاریخی و باستان‌شناختی نیاز است.

مطالب این یادداشت با اتکا به کتاب جای‌نام‌های یزد؛ پژوهشی در وجه تسمیه شهرها و روستاهای استان یزد، نوشته رضا ملاحسینی اردکانی و منتشرشده در سال ۱۴۰۲، گردآوری و بازنویسی شده است. این کتاب با بررسی ریشه‌های تاریخی و زبانی نام شهرها و روستاهای استان یزد، اطلاعاتی درباره پیشینه نام ابرکوه و روایت‌های مرتبط با جغرافیای تاریخی این منطقه ارائه می‌دهد.

انتهای پیام/

کد خبر 1405081000711
دبیر مهدی ارجمند

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha